با سلام 

دوستان و یاران همیشگی 

امسال سال چهارم هست که کتاب شعر گاهی الهه فاخته در نمایشگاه کتاب حضور دارد . 

این کتاب را امسال از آدرس زیر می توانید اری نمایید.

یا حق

 

آدرس کتاب شعر گاهی :

مصلی - نمایشگاه کتاب- سالن عمومی - راهرو 10 - انتشارات مایا

اسم کتاب : گاهی

نام شاعر : الهه فاخته

موضوع : شعرواره های عرفانی و ساده


سایت رسمی الهه فاخته

یک روز در خانه دلم نشسته بودم . با یک خرمن اخم . با کلی گلایه

از خدا . ناگهان در خانه دلم را زدند من که عادت داشتم در را همیشه باز

کنم به روی همه و همه چیز ناگهان صورت معصوم کودکی را دیدم . گفتم :

نامت چیست و چه میخواهی ؟ گفت عشق.! ترسیدم . نه از اسمش از صورت

معصومش اینکه چه میخواهد . گفت :راهم بده جایم بده هر جایی که رفتم مرا

ازخود راندند . اشک در چشمانم حلقه زد اخمم به آه تبدیل گفتم من در کلبه

درویشی خویش فقط نان خشک دارم برو خدا روزی ات را جای دیگر حواله

کند . گفت در را نبند من آمدم که پیش تو باشم . هرجایی نمیتوانم بروم .

نمی دانم چه شد ! دلم بحال صورت معصومش سوخت یا بخاطر دنیای سخته

و خانه شکسته دلم ، سوختم از معصومیت عشق و از صداقت صریحش .

به خانه دلم راهش دادم . صدای او صدای خدا شد . نگاهش نگاه خدا

، و صدایش لالایی او . هر شب کنارش خوابیدم . یک لحظه رهایش نکردم با

این که باز هم دلم شکست خانه ویران را ساختم مجبور بودم کودکی داشتم

که کوچک بود . هر شب از ترس فروریختن سقف بی پناه دلم اشک میریختم

دیگر خسته شدم از طوفانهایی که چه راحت خانه ام را فرو میریزند بر سرم .

آنقدر اشک ریخته ام که چشمانم ریز شد. یک روز که در اینه نگاه کردم دیدم

، صورتم شبیه او شده است و او هر لحظه کوچک و کوچکتر ، وقتی فهمیدم

شبیه او شده ام که دیدم دیگر نیست . فکر کردم رفته است اما وقتی در

خیابان به کودکی رسیدم بویش را حس کردم ، وقتی دست پیر زنی را گرفتم

و از خیابان ردش کردم وقتی یک اسکناس 10 هزار تومانی به کسی دادم که

 

نه دست داشت نه پا حسش کردم اما وقتی به اسم تو رسیدم لرزیدم . هر چه

سعی کردند مرا از تو دور کنند نتوانستند .

دیگر همه صورت عشق را میشناسند . عشق سکوت میکند . فقط یک صدایی

به من گفت : چه قدرتی دارد ، عشق !

و من ویرانه دلم ، ویرانه تر از گذشته ، هر کاری میکنم عشق را از جانم بیرون

کنم نمیرود . انگار که تکه ای از وجودم گم شده بود و آن روز اگر در را باز

نمیکردم شاید میرفت و دیگر بر نمیگشت و دیگر روز دیگری نبود .

اکنون سرو پا خیسم . عرق شرم میریزم . از پروردگاری که بزرگترین قدرتش

را به من بخشید .

عاشق برای نا ممکن ها ممکن است . عاشق برایش حرف ها مهم نیست

عاشق ، همیشه عاشق کسانی است که عاشقش هستند . عاشق ، همیشه

پایدار است . عاشق ، بی چون و چرا عشق می بیند . بی چون و چرا و تنها

دوستداران معشوقش را کسی می بیند که از ته دل دوستش داشته باشند .

به خودم افتخار میکنم . دیوار خانه ام را ریختند ، بر سرم بد خواهی ریختند

اما چیزی که مرا نگه داشته است فقط قدرت عشق است .

برای راه گم کرده ای آرزو میکنم که چون من عاشق باشد . عشق متعلق به

یک نفر نیست که اگر رهایت کرد بگویی عشق فقط یک بازی است . عشق

درون آدم است . و چون دایره ای بی انتها بزرگ و بزرگتر میشود و سمت بی

نهایت میرود .و سرانجام به خالقت گره میخورد .

وقتی می فهمند عاشق هستی ، تو را میشکنند که قدرتت را بگیرند . عاشق

نیستند که بدانند عشق خودش بادیگارد عاشق است . عشق قدرت دارد

 

باورش کن نه بازی اش ده !

 

الهه فاخته 

داستان عشق

از کتاب عاشقانه هایی از جنس همدردی

 


سایت رسمی الهه فاخته

کلاسهای تکواندو دختران زیر نظر مربی رسمی فدراسیون تکواندو با سابقه قهرمانی

 

  • آدرس کلاسها : شهرک ولیعصر, چهار راه یافت آباد - ابتدای بلوار معلم - جنب آموزشگاه شهید بهشتی - مجموعه ورزشی ناطق
  • تلفن تماس : 66614240

 

 

 

  • روزهای زوج
  • ساعت : 14:30 - 15:45


آموزش تکواندو دختران از پایه تا قهرمانی با جدیدترین متود آموزشی در رشته کیوروگی و سپس پومسه و هانمادانگ


سایت رسمی الهه فاخته

بسمه تعالی

با عرض سلام و ادب

 

مجموعه اشعار من  ( الهه فاخته ) به جز کتاب های گاهی, فاخته و دفتر شعر 1394 با آخرین تغییرات بصورت فایل پی دی اف در لینک زیر برایتان گذاشته شده است . 

اصل کتاب به همراه چند شعر جدید انشالله امسال به چاپ خواهد رسید به صورت مجموعه اشعار .

 

لیست کتاب های جمع بندی شده در مجموعه ذیل عبارتند از :

  • کتاب شعر وشاید عشق 1
  • کتاب شعرواره های سپید من
  • کتاب جونی جونی یار جونی
  • کتاب شعر صدای حق 
  • کتاب شعر گاهی
  • کتاب دلنوشته عاشقانه هایی از جنس همدردی

 

لینک دانلود  ←  دانلود مجموعه اشعار بانو الهه فاخته 


سایت رسمی الهه فاخته

دلم میخواهد بعضی از روزها را بگذارم فقط برای نگاه کردنت!

مثلا چهارشنبه ها ! 

زودتر برخیزم ، تو را در خواب ناز ببینم ، بیدار شدنت را ببینم

کنار تختت بنشینم دستهایت را بگیرم نگاهت کنم نگاهت کنم نگاهت کنم

و تا شب فقط کنارت بنشینم و نگاهت کنم و بگویم : تو فقط حرف بزن! من میشنوم جانم ای جانم ای جااان !

وااای خدایا تو چه صبری داری !

عاشق بنده هایت هستی و تو را گاهی نمیبینند که نمیبینند !

 

راستش روزهاییکه کنارم نیستی به شدت دلتنگت می شوم. میدانم باید گاهی تو را به حال خودت رها کنم اما راستش برای من تمام حال من تو هستی! حتی اگر کنار تو به فکر روم باز تو در فکرم هستی!

راستش در دلم از خدایم یک عشق واقعی خواستم و پریان اسم تو را در گوشم زمزمه کردند

و واقعا حالم دست خودم نیست

وقتی نیستی حالم خراب است، چشمهایم پر اشک دلتنگت می شوم !

آری حالم دست خودم نیست

تنهایم نگذار!

 سینه تو، آرامش ابدی پلک های من است وقتی تکیه گاه موهایم می شود!

آه، دلتنگی واژه پیچیده ایست که با حضورت در حضورت حل می شود.

مرا با این دلتنگی های وقت و بی وقت تنها نگذار !

 

الهه فاخته 

۴ مهرماه ۱۳۹۷

نامه عاشقان ۳۴

یا حق

@elahe_fakhteh


سایت رسمی الهه فاخته

عشق من حواسم هست یعنی از روزی که عاشقت شدم حواسم هست ، به خنده هایم، عشوه هایم، نگاه هایم

خاص بودن عنصر وجود من است ، حاصل تحمل روزهای سخت زندگیم! و این خاص بودن خیلی هارا عاشق میکند

اما

عشق من حواسم هست

برای خود قوانینی گذاشته ام

مثلا دلبری هایم فقط برای توست

برای کسی ناز نمیکنم، حسم را فرو میبلعم و به تو میرسم و فوران می کند

عشق من حواسم هست ، به تو به وقتت به کارت ، به شلوغی احوالت اما چه کنم عاشقم دلتنگم 

تمام نازهایم را، عشوه هایم را، دلبریهایم را، زبان ریختنم را برای تو میگذارم و تو چقدر این روزها مشغولی!

راستش کلی حرف برای گفتن دارم

اما

میبینمت ، همینکه تورا در آغوش میگیرم یادم میرود تمام خواستنم را و آن لحظه فقط تو خواستنم میشوی.

مثل ارزوهایی که دارم و صدای خدا میگوید چه میخواهی و من سکوت میکنم تا دوباره تکرار کند و آن لحظه صدای خدا ، مرا بی نیاز از هر آرزویی میکند!

آری تو نیز تنها با آغوشت تمام دلخوریهایم و تمام خواسته هایم را محو میکنی!

 

عشق من حواسم هست، فقط به تو نگاه میکنم❤

یا حق

الهه فاخته 

بامداد ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۷

نامه عاشقانه 33

Telegram.me/elahe_fakhteh


سایت رسمی الهه فاخته

میدانم به من فکر میکنی

ذره ذره وجودم حست میکند❤

ذره ذره روحم میبیندت❤

 

گاهی که دلتنگت میشوم صدایت میکنم. باور کن صدایت را میشنوم .جانم گفتنت را . و حس میکنم آنگاه ، نوازش موهایم را با دستهای مردانه ات و چه چیز میتواند عمق روح یک عاشق را به آرامش و لذت بی نهایت برساند جز معشوق؟!

 

آه این روزها چقدر برایت دلتنگم ، در همین نزدیکی ها چه قدر دور هستی!

عزیزتر از جانم هستی 

تنهایم نگذار

شانه های مردانه ات را از من نگیر

میخشکد لطافت دخترانه ام

و تنهایم نگذار نه برای تنهایی ام بل برای آرامش متداوم جانم???? 

 

کنار تو بودن ، اوج لذت دنیاست و این شاید خوشبختیست.

آری با تو خوشبختم

کنارم بمان ❤

 

الهه فاخته

نامه عاشقانه 32

جمعه ۲۳ شهریور  ۱۳۹۷

یا حق


سایت رسمی الهه فاخته

چیزی که تو را جادوی من کرده است

عشق است

تو اگر رهایم کنی یا با من بمانی!

تو اگر قلبم را بشکنی یا مرا ببوسی!

تو اگر نگاهم کنی یا نگاهت را از من بگیری!

تو اگر بمانی یا بروی!

عشق در من کم نمیشود

و این لطف خداست که درونم را به عشق زینت داده است تا به هر که خواستم ببخشم❤

با من نجنگ من بالاترین قدرت را دارم

عشق ! آری من در درونم عشق دارم 

 

الهه فاخته ❤

#نامه_عاشقانه_۳۱

۱۷ شهریور ۱۳۹۷ 

یا حق


سایت رسمی الهه فاخته

آنگاه که من در آغوش تو باشم،

سرم را روی سینه ات بگذارم  و تو نیز دستهایت را به دور کمرم حلقه بزنی 

اگر تمام دنیا بگویند است، اشتباه است

خدا ، آری خدا لبخند میزند به خواستنی که عمیقا واقعی و دوطرفه است!

این خواستن به دیگران بی ربط و به تو مربوط است! که آیا به خواستن خالصانه ام پوزخند میزنی یا از ته دل میپذیری ؟! 

من دلم میگوید : بی خیال حرف هایی که به آنی می آیند و زمان بعدها از صفحه روزگار پاکشان می کند.

 

۲۷ مرداد ۱۳۹۷

الهه فاخته

عاشقانه شماره 30

یا حق


سایت رسمی الهه فاخته

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو به من چیزی خواهی گفت .

شاید امروز تو هم درد و دل خواهی کرد.

شاید اما راستش گاهی شایدها نا ممکن است.

گران شدن شیر برایت مسئله ای دردآور نیست 

همانطور که شایسته عشق هستی شایسته فقر نیستی و این فقر چنان زندگیم را به اوج و فرود رسانده است که موسیقی زندگیم در دل هر انسانی می نشیند! 

 

شاید از تو باید دردهایی دیگر بشنوم! مثلا درد بی معرفتی، درد رفیق ناتو ! 

اما راستش اینها همش یک فکر است . راستش اگر تو را ببینم از تلخی نمی گویم یعنی فرصت لحظات خوش را از خود نمی گیرم.

 

راستش گاهی اوقات فرشته ای به من میگوید اگر همین الان خدا بخواهد آرزویی بخواهی تا برآورده کند چیست ؟ کمی به فکر می روم و میگویم من غرق در دیدن خالق میشوم حتی یک لحظه را نمیخواهم از دست دهم .راستش این لحظه خواسته های بزرگم کوچک و خنده دار می شود.

 

 

راستش هدف دارم، زندگی دارم، از خنکی کولر لذت میبرم وقتی سالیان سال در گرمای تابستان با بطری یخ زیر بالشم ، میخوابیدم.

لذت میبرم از دو لقمه نهار چون فرودش ماه ها نان و هندوانه بوده است.

راستش لذت میبرم از گرمای بخاری در زمستان چون شب های سرد برفی را با پالتویی میخوابیدم که صبح چشمهایم به هم چسبیده بود .اشک هایم یخ زده بود.

 

و اکنون چنان بی نیاز و ثروتمند هستم . آنقدر ثروتمند که برای دولقمه نان شاکر !

 

اما شاید تو هیچ کدام از اینها را درک نکنی.شاید هرگز تجربه نکنی و به حرفهایم بخندی

باشد از زخم هایم نمیگویم و تو فقط خدایا شکرت را از زبانم میشنوی بارها و بارها و بارها!

 

گاهی تو را در خیال می آورم به رویای تلخم که چون قهرمانش آرامم میکنی.

راستش همیشه درد هست همیشه مشکل هست اما تو باش ! تو باش تا آرامش زخم هایم باشی . نمیگویم از دردهایم نمیگویم 

فقط باش تا تو را وقت و بی وقت در آغوش بگیرم 

بودنت برای من کافیست! 

آنقدر قوی هستم که نه کلامی از تو میخواهم و نه کمکی فقط باش ، بودنت حمایت است 

لبخندت آرامش است 

نفست حیات من است 

و تپش قلبت قدرتی برای زندگی کردنم!

بخدا قدر بودنت را میدانم چون نبودن ها را چشیده ام.

 

۱۱ مرداد ۱۳۹۷

#الهه_فاخته 

#نامه_عاشقانه_۲۹

یا حق


سایت رسمی الهه فاخته

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ لایک معرفی کالا فروشگاهی cashching s15hours shop مجله اینترنتی آسیافان خرید و فروش فلزیاب ایمیجر25000 اجناس فوق العاده دبستان شهدای پایین احمدکلا معرفی کالا طولا